نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید

عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید

دارم امید خدایا که کنی تأخیری

در اجل تا به سرم تاج سرم باز آید

گر نثار قدم مهدی هادی نکنم

جوهر جان به چه کار دگرم باز آید

آن که فرق سر من خاک کف پایش باد

پادشاهی بکنم گر به سرم باز آید

کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم

گر ببینم که شه دین ز درم باز آید

می‏روم در طلبش کوی به کو دشت به دشت

شخصم ار باز نیاید خبرم باز آید

فیض نومید مشو در غم هجران و منال

شاید ار بشنود آه سحرم باز آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره longing یا آرزو برای بازگشت حضرت مهدی (عج) و امیدواری به آمدن اوست. شاعر در اشعار خود به عواطف و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر روزی این نایب رحمان (مهدی) از در بازگردد، می‌تواند زندگی جدیدی را آغاز کند. او از خداوند درخواست می‌کند که اجلش را به تأخیر بیندازد تا بتواند شاهد ظهور مهدی باشد. شاعر همچنین برای قربانی کردن جانش در راه او ابراز آمادگی می‌کند و از عشق و احترامش به مهدی سخن می‌گوید. در نهایت، او همه تلاش‌هایش را برای یافتن مهدی بیان می‌کند و امید دارد که شاید صدای ناله‌اش به گوش او برسد و مهدی دوباره بازگردد.