شمارهٔ ۵۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
گمرهان فضلا ترک جماعت کردند
تا رمیدند ز رسم و ره دین عامی چند
جمعه و عید و مصلا همه را در بستند
رهزن عام فریبی بد خوش نامی چند
پیروان نبی و آل و خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند
مصلحتهاست در اخفای امام ایزد را
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
سعی کن فیض که خود را برسانی به امام
تا بسوزند ز رشک تو خس و خامی چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات شاعر درباره ی ارتباط با خدا و امام میپردازد. شاعر از تلاش برای نزدیک شدن به معبود و ارسال پیغامهای محبتآمیز سخن میگوید و بر اهمیت لطف و رحمت خدا تأکید میکند. او به بیراهه رفتن برخی از افراد اشاره میکند که از دین و جماعت دور شدهاند و این را زشت میداند. همچنین، شاعر بر لزوم پنهان داشتن برخی مسائل از مردم تأکید میکند و از پیروان نبی و اهل بیت میخواهد که چشمانتظار انعام و لطف خداوند باشند. در نهایت، او به اهمیت تلاش برای ارتباط با امام و به دست آوردن فیض اشاره میکند.