نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو باد عزم سرای امام خواهم کرد

نفس به بوی خوشش مشک‏فام خواهم کرد

هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین

نثار خاک ره آن امام خواهم کرد

به هرزه می‏گذرد عمر بی‏ملازمتش

به جد و جهد دگر اهتمام خواهم کرد

چو سوختم و روشنم شد این نکته

که عمر در سر این طمع خواهم کرد

شود شود نشود سر نهم در این سودا

بطالتم پی تحصیل کام خواهم کرد

چو فیض در طلبش دائما به ناله و آه

به جای ورد سحر با امام خواهم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و علاقه‌اش به امام و ارادت بی‌پایانش اشاره دارد. او می‌گوید که تصمیم دارد راهی سرای امام شود و نفس خود را با عطر محبت او مشام‌نوازی کند. شاعر به تلاش و کوشش در راه کسب علم و دین اشاره کرده و می‌گوید که هر چیز که از این دو آموخته، در راه امام قربان خواهد کرد. همچنین، او احساس می‌کند زندگی بدون ارتباط با امام بی‌ثمر است و به همین خاطر قصد دارد با جدیت بیشتر در پی رسیدن به معارف و فضایل امام باشد. او اشتیاق خود را به طریقه طلب فیض از امام به وسیله ناله و دعا ابراز می‌کند و بر این باور است که تمام عمرش را به این هدف اختصاص خواهد داد.