نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد

هوای نفس ز سر گر به در توانی کرد

تو غرق معصیتی در مقام آسایش

به کوی عصمت او کی گذر توانی کرد

به عزم دیدن رویش به راه تقوی پوی

که سودها کنی ار این سفر توانی کرد

گل مراد تو آنگه نقاب بگشاید

که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد

ز مخلصان حقیقی نهفته نیست رخش

غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

ز مهر رویش اگر بر تو پرتوی افتد

چو شمع خنده‏زنان ترک سر توانی کرد

گدائی درِ آل پیمبر اکسیری است

گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد

بر آستان امامت دهند راه ای فیض

اگر غبارش کهل بصر توانی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت تقوا و توبه برای دستیابی به نعمت‌های الهی و نزدیکی به معصومین است. شاعر به خواننده می‌گوید که برای دیدن چهره مهدی (عج) و بهره‌بردن از صفات او، باید از هوای نفس و معصیت دوری کند و به راه تقوی گام بردارد. او اشاره می‌کند که تنها با خدمت و خلوص نیت است که انسان می‌تواند به قرب الهی برسد و برکات را دریافت کند. همچنین، ارزش گدایی در درگاه اهل بیت و امامت را توصیف می‌کند و تأکید دارد که با پاکی دل و خلوص کارها، می‌توان به مقام‌های بلند دست یافت.