شمارهٔ ۶۶ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بود آیا که در وصل شما بگشایند ؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایند ؟
اگر از خوفِ ستمهای اعادی بِـسِتند ؛
دارم امید که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل صاحب قدمان در مذهب
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
نامه تسلیت اهل ستم بنویسید
تا در عدل و امان بر رخ ما بگشایند
پر شد از جور و ستم روی زمین ای مهدی
وقت آن شد که درِ عدل شما بگشایند
در دل فیض غم هجر تو گردیده گره
این گره را بود آن کز دل ما بگشایند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از امیدش به حل مشکلات و گرههای زندگی از طریق وصل و راهنمایی معصومین صحبت میکند. او به قدرت دعا و صفای دل اشاره میکند و از ظلم و ستم موجود در جامعه گلایه دارد. شاعر به انتظار ظهور مهدی و ایجاد عدل و انصاف اشاره میکند و ابراز میکند که در دل خود غم جدایی از او را حس میکند و امیدوار است که این غم نیز برطرف شود.