نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیا که رایت آن نائب آله رسید

نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت

کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

سپهر دور خوش اکنون زند که ماه آمد

جهان به کام دل اکنون شود که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شود ایمن

قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

عزیز مصر به رغم برادران غیور

ز قعر چاه برآمد به اوج جاه رسید

کجاست دشمن دجال فعل ملحد شکل

بگو بسوز که مهدیّ دین پناه رسید

صبا بگو که چها بر سرم ز فرقت تو

ز آتش دل سوزان و دود آه رسید

ز شوق روی تو جانا بدین اسیر فراق

همان رسید که ز آتش به روی کاه رسید

غزل خوش آمد و منصور بود و نور نداشت

چو در ثنای تو خواندم به مهر و ماه رسید

به هر که هرچه رسید از سعادت و اقبال

ز یمن ورد شب و درس صبحگاه رسید

ز یمن ورد شب و درس صبحگاهی فیض

شناخت آل نبی را به عِزّ و جاه رسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به استقبال از ظهور شخصیتی ویژه (مهدی) و نوید فتح و پیروزی می‌پردازد. شاعر به زیبایی و فضل او اشاره کرده و از خوشحالی جهانیان در این لحظه تجلیل می‌کند. همچنین به داستان عزیز مصر که از چاه به اوج مقام رسید و مقابله با دشمنان نیز پرداخته شده است. در نهایت، شاعر از شوق و دلتنگی خود به خاطر جدایی سخن می‌گوید و به وصف اثرات مثبت آشنایی با اهل بیت پیامبر اسلام می‌پردازد. کل شعر به طور کلی حس امید، افتخار و شوق از پیروزی الهی و ظهور ولی الهی را منتقل می‌کند.