نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۳ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آخر این نالهٔ سوزنده اثرها دارد

شب تاریک، فروزنده سحرها دارد

غافل از حال جگر سوخته عشق مباش

که در آتشکدهٔ سینه شررها دارد

مهر او تازه نهالی است به بستان وجود

که به جز خون دل و دیده ثمرها دارد

قابل ناوک آن ترک کمان ابرو کیست

آن که از سینهٔ صد پاره سپرها دارد

گاهی از لعل تو می‌گوید و گاه از لب جام

ساقی بی خبران طرفه خبرها دارد

ناله سر می‌زند از هر بن مویم چون نی

به امیدی که دهان تو شکرها دارد

تو پسند دل صاحب نظرانی ورنه

مادر دهر به هر گوشه پسرها دارد

تو در آیینه نظر داری و زین بی‌خبری

که به دیدار تو آیینه نظرها دارد

تیره شد روز فروغی به ره مهر مهی

که نهان در شکن طره قمرها دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای عشق می‌پردازد. شاعر از ناله‌ها و آشفتگی‌های درون خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق سوزان و در عین حال زیبای او بر زندگی‌اش اثرگذار است. محبت و زیبایی معشوقش را به صورت نهالی در باغ وجود توصیف می‌کند که برای رویش نیاز به خون دل و اشک دارد. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره می‌کند و به تضادهای عشق، مانند شادی و غم، پرداخته و به آرزوی دیدار او ابراز امیدواری می‌کند. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و زیبایی‌هایی که در دل وجود دارد، می‌پردازد.