شمارهٔ ۱۱۴ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
بی اعتباریم جهت اعتبار تست
از ذکر من چرا مه من عار می کنی
اظهار خاکساری من افتخار تست
حسن تو گشته شهره عالم ز عشق من
تا هست لوح هستیم آیینه دار تست
بر اشکباری مژه ام خنده می کنی
گویا گلی تو وین مژه ابر بهار تست
دل را درون سینه اگر جا دهم رواست
دردی که در دلست مرا یادگار تست
عمریست گم شدست دل مبتلا ز من
گویا اسیر سلسله مشک بار تست
جانا مکن ز حال فضولی نظر دریغ
کان هم ز عاشقان سیه روزگار تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و محبوب خود اشاره میکند و میگوید که شهرت او به خاطر عشق به محبوبش است. او از محبوب میخواهد که به او توجه کند و از خود کمقدری نکند، چون افتخار او در humble بودن است. زیبایی محبوب باعث شهرت شاعر در میان مردم شده و عشق او به محبوب را در دنیا مشهور کرده است. شاعر میگوید که اشکهایش همانند باران بهاری است و دلش به یاد محبوبش در درد و رنج است. او احساس میکند که دلش مدتهاست گم شده و میخواهد محبوبش حال او را درک کند و در نظر بگیرد.