شمارهٔ ۱۲۲ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
دردا که کرد سوز درونم فزون قدح
بر باد داد رخت سرای سلامتم
یارب که چون حباب شود سرنگون قدح
نقش تو می کند رقم صفحه درون
پا می نهد ز دائره خود برون قدح
گردد مدام کف بلب آورده هر طرف
بر عقل روشن است که دارد جنون قدح
انصاف بر صفای دل صافیش که کرد
بهر لب تو ترک می لاله گون قدح
صیاد هوش و ره زن عقل است غالبا
آموختست از لب لعلت فسون قدح
غیر از قدح مجوی فضولی مصاحبی
زیرا که آگه است ز راز درون قدح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از زیبایی لبان معشوق یاد میکند و میگوید که دیدن آنها دلش را به درد میآورد و او را دچار سوزش درون میکند. او به وضعیت خود اشاره میکند که مانند حبابی در حال سقوط است و از درد و زخمهایی که عشق به او زده، سخن میگوید. شاعر احساس میکند که عشقش باعث جنون عقل او شده و توصیف میکند که هیچ دوستی جز معشوق نمیتواند درک کننده رازهای درون او باشد. در نهایت، او به سادگی و بیپروایی عشقش اشاره میکند و بر ناپایداری وضعیتش در این عشق تأکید میکند.