نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر پری‌چهره که دوران به جهان می‌آرد

بهر آزار دل خسته‌دلان می‌آرد

صورتی را چو مشعبد فلک ار ساخت پنهان

منتظر باش که زیباتر ازآن می‌آرد

چون نرنجد دل اهل ورع از ناله من

مرده را نیز چنین ناله به جان می‌آرد

می‌زند صورت صراحی ز می لعل تو دم

جام را آن تحسر به دهان می‌آرد

هرکجا می‌گذرد از قد سروی سخنی

جای ز بالای تو حرفی به میان می‌آرد

صورتی گر به مثل پیش تو تصویر کنند

شرح بی‌مثلیت او را به زبان می‌آرد

روزگاریست که دور از تو فضولی همه‌شب

به فغان خلق جهان را به فغان می‌آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت پری چهره‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که هر زیبایی که به دنیا می‌آید، باعث آزار دل‌های خسته می‌شود. او بر این باور است که اگر نمایی زیبا از سماوات در نظر گرفته شود، انتظار داشته باشید که زیباتر از آن نیز خواهد آمد. شاعر احساسات و ناله‌های دلbroken خود را بیان می‌کند و معتقد است که حتی مردگان نیز از درد و اندوه ناله می‌کنند. همچنین اشاره می‌کند که هر جا که بگذرد، زیبایی‌های او سخن‌ها و ذکرها را به میان می‌آورد. تصاویر زیبای دیگران را نیز نمی‌توانند به خوبی توصیف کنند، چرا که او بی‌نظیر است. در نهایت، شاعر از دوری معشوقش ابراز ناراحتی می‌کند و از اینکه فغان و ناله‌هایش زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، سخن می‌گوید.