شمارهٔ ۱۵۳ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
پریرخان به جفا قصد جان ما مکنید
وفا کنی به عشاق خود جفا مکنید
ز انتظار بتر در جهان بلایی نیست
نمی کنید وفا وعده وفا مکنید
بهر که دوستی می کنید در حق او
طریق صدق رعایت کنید یا مکنید
رقیب از ره و رسم وفاست بیگانه
ز بهر خاطر او ترک آشنا مکنید
ز تیر غمزه دل خسته را نصیب دهید
غنیمت است ثواب چنین خطا مکنید
میفکنید بدلها گره ز بهر خدا
گره ز سلسله مشکبار وا مکنید
ز زلف و خال و خط خود جدا فضولی را
اسیر دام غم و محنت و بلا مکنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از پری رخان میخواهد که برای لطافت و محبت به عاشقان خود با آنها رفتار نیکو و وفادارانه داشته باشد و به آنها جفا نکند. او اشاره میکند که انتظار از بلایای موجود در زندگی کمتر است و از آنهایی که دوستشان دارند، میخواهد که در محبت صادق باشند. شاعر همچنین به رقیب میگوید که نباید به خاطر او آشناهای خود را ترک کند و در عوض از تیر غمزه خود به دلها محبت کند. او از معشوق میخواهد که در روابط خود صداقت و وفا را رعایت کند و از کارهای بیهوده و فضولی بپرهیزد تا خود را از مشکلات و غم دور نگه دارد.