شمارهٔ ۱۹۰ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ناله گره از رشته کارم نگشاید
کار دلم از ناله زارم نگشاید
مشکل که گشاید گره از کار دلم بخت
تا شانه خم زلف نگارم نگشاید
دولت نگشاید در اقبال برویم
تا باد نقاب از رخ یارم نگشاید
آسودگیم نیست ازین مرحله تا بخت
بر خاک سر کوی تو بارم نگشاید
شوق سر کوی تو غم روی تو دارم
دور از تو دل از باغ و بهارم نگشاید
با دل مسپارید بخاکم دم مردن
تا خون نزند موج و مزارم نگشاید
از خار امل غنچه مقصود فضولی
شرطست که تا اشک نبارم نگشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان ناامیدی و درد دل میپردازد. او احساس میکند که نالههایش و زاریهایش نمیتواند مشکلات و گرههای کاری او را باز کند. همچنین اشاره میکند که تا زمانی که بخت و اقبال او favorable نباشد، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. وی از دوری معشوق و غم ناشی از آن سخن میگوید و اینکه حتی در لحظات پایانی زندگی، نگران است که کسی بیخبر از حال او بمیرد و آخرین آرزوها و احساساتش را نادیده بگیرد. او در نهایت میگوید که امید به تحقق آرزوها وابسته به اشک و تلاش اوست و تا زمانی که احساساتش را بیان نکند، به هیچ چیزی نمیرسد.