نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۸ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند

ولی کم می‌کند اظهار آن بسیار می‌داند

مگو با من چه ربطیست این که با دلدار دارد دل

که آن سریست دل می‌داند و دلدار می‌داند

ازو دیدم وفا تا گریه شد کارم بحمدالله

فتاده با کسی کارم که قدر کار می‌داند

به مقدار محبت می‌نماید لطف با هرکس

غلام طبع آن طفلم که این مقدار می‌داند

بدی گر از حسد اغیار گوید پیش یار از ما

چه غم چون یار ما را بهتر از اغیار می‌داند

ز من پرسید محنت‌های سودای سر زلفش

که اندوه شب تاریک را بیمار می‌داند

فضولی راز دل را من چه حاجت بر زبان آرم

چو دلبر هرچه دارم در دل افکار می‌داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و رنجی است که عاشق تجربه می‌کند و فهم و درک یار از این دردهاست. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که یار او از وفا و محبتش آگاه است و در عین حال به او لطف می‌کند. همچنین بیان شده است که اگر بدی‌هایی از سوی دیگران به او گفته شود، اهمیتی ندارد چون یار او را بهتر می‌شناسد و درک می‌کند. شاعر در نهایت می‌گوید که نیازی نیست راز دل خود را بر زبان بیاورد زیرا یار او از همه این افکار و احساسات باخبر است.