نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۸ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بود درد دل از سودای عشقت حاصل عاشق

چه حاصل چون نه آگاه از درد دل عاشق

ترا از میل عاشق هر زمان صد احتراز اما

دل عاشق بدان مایل که باشی مایل عاشق

نخواهد یافت در عالم فراغت هر کجا باشد

سر کوی تو می یابد که باشد منزل عاشق

ز دیده اشک می ریزد دمادم بر تن خاکی

نهال درد دل می پرورد آب و گل عاشق

مدد سازد مگر توفیق ارشاد جنون ور نی

به تدبیر خرد کی می گشاید مشکل عاشق

فروغ مهر معشوق است هر جا جلوه گر اما

نمی یابد اثر آه از دل ناقابل عاشق

فضولی جز بلا مقصود عاشق نیست از جانان

بلایی باشد آن هم گر نباشد واصل عاشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و مشکلات عاشقانه می‌پردازد. شاعر از احساسات عمیق عاشق سخن گفته و می‌گوید که عشق واقعی با کمبود آگاهی و دردهای زیادی همراه است. با وجود تلاش عاشق برای دوری از معشوق، دلش همیشه به او مایل است. او بیان می‌کند که هیچ کجا نمی‌تواند از حضور معشوق دور باشد و همواره در جستجوی او خواهد بود. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که درد و اشک عاشق جزء جدایی‌ناپذیر عشق است و در نهایت، مشکل عشق تنها با جنون و توفیق الهی حل می‌شود، نه با خرد و تدبیر انسان. در نهایت، عشق می‌تواند درد و بلایی باشد که اگر به معشوق نرسیم، زجر خود را دوچندان می‌کند.