نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۶ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم

ما را چه می کشی چو گناهی نکرده ایم

تا شعله برون نشود ز آتش درون

هرگز ز درد عشق تو آهی نکرده ایم

یارب چرا ز ماه و شان خالیست شهر

ماهیست ما نظاره ماهی نکرده ایم

جز نقد شوق و دولت عشق تو در جهان

هرگز نظر بمالی و جاهی نکرده ایم

تیغ زبان ماست که عالم گرفته است

ما فتح کشوری بسپاهی نکرده ایم

یارب چرا شدست سیه روزگار ما

ظلمی بهیچ خانه سیاهی نکرده ایم

ما را ز دهر نیست فضولی تمتعی

زین باغ میل برگ گیاهی نکرده ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی احساسات عمیق شاعر در مورد عشق و ظلمت‌هایی است که در زندگی تجربه کرده است. شاعر به صراحت می‌گوید که او و همراهانش هیچ خطا و گناهی نکرده‌اند، اما به دلایل ناامن و بی‌عدالتی، در رنج و درد عشق به سر می‌برند. او از نبود عشق و نور در زندگی‌شان گلایه می‌کند و تأکید می‌کند که آنها در جستجوی عشق حقیقی و زیبایی بوده‌اند، اما به جای آن با مشکلات و سختی‌ها مواجه شده‌اند. این ابیات به تصویر کشیدن احساسات عاشقانه و ناامیدی از شرایط موجود می‌پردازد و نشان می‌دهد که شاعر چگونه به عشق و عدالت می‌اندیشد.