نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۲ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم

گهی با گردبادی خیزم و گرد سرت گردم

شود بر پهلویم هر استخوانی خنجری هر گه

ز پهلویی بپهلویی بیاد خنجرت گردم

دران حالت که آن شمع بتان را گرد سر کردی

بگو حال من ای پروانه قربان سرت گردم

برآمد جان شیرینم ز حیرت جان من تا کی

اسیر تلخ کامی بی لب جان پرورت گردم

دران وقتی که تو رخساره خوی کرده بنمایی

گشایم دیده و حیران گلبرگ ترت گردم

ز خاک آستان او مرا بردار ای گردون

ز رنج من بیاسا چند خار بسترت گردم

فضولی ره بخاک درگه پیر مغان بردم

بیا تا سوی آب زندگانی رهبرت گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به محبوب می‌گوید و آرزوی نزدیکی به او را ابراز می‌کند. او تمایل دارد که به خاک درگاه محبوب تبدیل شود و به دور او بچرخد. در طول این عشق، او درد و رنج‌های خود را بیان می‌کند و از حالتی که در آن محبوب را می‌بیند، شگفت‌زده می‌شود. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و در نهایت از زندگی و آرامش می‌گوید، در حالی که به دنبال راهی برای رسیدن به آب حیات و آرامش در کنار محبوب است.