نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۶ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوستان گوهر مقصود بدست آوردم

آنچه مقصود دلم بود بدست آوردم

اثر پاکی عشق است که سیمین بدنی

زیر این طاق زر اندود بدست آوردم

شد دلم در وطن آشفته سودای بتی

بی بلایی سفری سود بدست آوردم

سرو نازی که دلم نقش خیالش می بست

طالعم کرد مدد زود بدست آوردم

رفته بود از کف من دامن خورشید وشی

باز با طالع مسعود بدست آوردم

شکرلله چو فضولی ز غم دل رستم

آنکه از وی دلم آسود بدست آوردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تحقق آرزوها و دستیابی به دوست و معشوقی که دلش آرزویش را داشت، اشاره می‌کند. او عشق را عامل پاکی می‌داند و بیان می‌کند که توانسته در این دنیا به آنچه می‌خواسته برسد. همچنین، از آشفته بودن دلش در وطن و نقش خیالی یک معشوق زیبا سخن می‌گوید و با اشاره به چالش‌های زندگی، به رحمت و شگون خوش‌شانسی‌اش در دست‌یابی به آن معشوق اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به آرامش دلش که به واسطه این عشق به دست آمده، شکرگزاری می‌کند.