شمارهٔ ۲۹۹ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
غم نداریم اگر بیش و گر کم داریم
نیست یک دم که غمت همدمی ما نکند
همه دم خاطر شاد و دل خرم داریم
غم عشق است که دل را فرحی می بخشد
فرحی در دل ما هست که این غم داریم
شب غم را نتوان یافت به از ما شمعی
که دل سوخته و دیده پر نم داریم
گرد خاک رهت از دیده ما می شوید
ناله دم بدم از اشک دمادم داریم
باد پاینده غم زلف سیاهت که ازوست
اختلاطی که من و عشق تو با هم داریم
شاد ازانست درین دور فضولی دل ما
که غمی در دل ازان گیسوی پرخم داریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و غم است. شاعر میگوید که اگرچه در زندگی غم وجود دارد، ولی او از آن غمها آگاه است و آنها را میپذیرد. غم عشق، دل او را شاد میکند و وجود این غم به زندگیاش رنگ و معنا میبخشد. شاعر به توصیف تأثیرات عشق و زیباییهای آن میپردازد و میفرماید که حتی در لحظات غم، یاد معشوق و عشق او موجب شادی دلش میشود. در نهایت، او در مییابد که این غم و شادی توأمان بخشی از زندگی و احساسات انسانی است.