شمارهٔ ۳ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بسته دانش تو زبان سوآل ما
ناکرده شرح ، پیشِ تو معلوم حالِ ما
شام و سحر تصور آثار صنع تست
نقش نگار خانه خواب و خیال ما
درک حقیقت تو محالست بر خیال
این آرزو کجا و خیال محال ما
داریم حال بد ز مآل فعال بد
ما را بحال ما نگذارد فعال ما
روزی که از تو هر عملی را جزا رسد
تعذیر ما بس است ز تو انفعال ما
ما را مجال ده که ز ذکر تو دم زنیم
بهر سخن دمی که نماید مجال ما
اظهار عذر ماست فضولی ز معصیت
بر روی زرد ما رقم اشک آل ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احوالات و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و حقیقت است. شاعر به زبان سوال اشاره میکند و میگوید که حال او در پیش معشوق مشخص است بدون اینکه نیاز به توضیح باشد. او همچنین به آثار وجود معشوق در شب و روز اشاره کرده و میگوید که درک حقیقت معشوق برای او غیرممکن است و تنها در خیال میتواند به آن دست یابد. شاعر از حال بد خود به دلیل رفتارهای بد و تاثیرات منفی آن میگوید و از معشوق میخواهد که فرصتی به او بدهد تا بتواند از یاد معشوق سخن بگوید. در پایان، شاعر به عذرخواهی و ابراز تاسف از گناههای خود میپردازد و به حال زرد و روحی آلودهاش اشاره میکند.