شمارهٔ ۳۰۳ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
ور کنم با طعنه اهل ملامت چون کنم
می کند رسوا مرا هر جا که باشم دود آه
سخت دشوارست رفع این علامت چون کنم
جز ملامت نیست رسم راه پیمایان عشق
من درین ره دعوی صبر و سلامت چون کنم
هست از سر دلم پیر مغان را آگهی
منکر حس چون شوم نفی کرامت چون کنم
در نمی آید بلای روز هجران در حساب
نسبت این روز با روز قیامت چون کنم
چون متاعی نیست جز محنت سرای درد را
من درین محنت سرا میل اقامت چون کنم
گرچه میفرمایدم ناصح فضولی ترک عشق
عاقلم، کاری که میآرد ندامت چون کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه شاعر میپردازد. او با استفاده از تصاویر و تشبیهات، از مشکلات و ملامتهایی که در راه عشق با آنها روبرو است صحبت میکند. شاعر احساس میکند که به دلیل عشق، همیشه مورد ملامت قرار میگیرد و نمیتواند از دردهای ناشی از جدایی خلاص شود. همچنین به تضاد میان حال و آینده و تجربههای تلخ عشق اشاره دارد. او در نهایت از خود میپرسد که در این وضعیت چگونه باید عمل کند، با وجود اینکه نصیحتهای دیگران را قبول ندارد و همچنان درگیر عشق است.