شمارهٔ ۳۱۷ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
سوی خوبان جفا پیشه گذاری نکنم
کردم از عشق بتان توبه چه خواهد بودن
غایتش این که دگر ناله زاری نکنم
چند بیداد رقیبان بداندیش کشم
به از آن نیست که میلی بنگاری نکنم
تا بکی زحمت اغیار کشم می خواهم
بعد ازین آرزوی صحبت یاری نکنم
بکناری کشم از صحبت رندان خود را
ز بتان آرزوی بوس و کناری نکنم
مرهم داغ دل از فیض فراغت سازم
هوس عاشقی لاله عذاری نکنم
بعد ازین مصلحت اینست که کنجی گیرم
چو فضولی هوس باغ و بهاری نکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار عهد میکند که دیگر به کارهای بیهوده نپردازد و از رفتارهای ناپسند فاصله بگیرد. او از عشق و محبت به معشوقهای خود توبه میکند و میگوید که دیگر ناله و گلهای نخواهد کرد. همچنین از زحمات ناشی از رابطه با دیگران خسته شده و تصمیم دارد ارتباط خود را با رندان و محبتهای بیپایه قطع کند. او میخواهد داغ دلش را با خلوت و آرامش درمان کند و از عشق ورزی پرشور دوری کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بهتر است در کنار دیگران نرفته و فضولی نکند.