نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۹ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر چشم برخسار تو صد بار گشادم

هر بار دو صد سیل برخسار گشادم

فریاد کنان راز دلم پیش تو بگشاد

هر سیل که از دیده خونبار گشادم

آه از تو که ناگفته باغیار گشادی

هر راز که پیش تو من زار گشادم

تا چشم گشادم بتو دیدم ز تو آزار

فریاد که بر خود در آزار گشادم

بختم بنگر در ره او کز پی راحت

در رهگذر سیل فنا بار گشادم

گر سینه خراشیدم و خستم عجبی نیست

راهی بدل از بهر غم یار گشادم

کارم گرهی داشت از آن زلف فضولی

آن زلف گرفتم گره از کار گشادم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف عمیق و دردهای عاشقانه شاعر می‌پردازد. شاعر در ابتدا بیان می‌کند که چندین بار به چهره محبوب نگاه کرده و اشک‌هایش به‌سوی او سرازیر شده است. او راز دلش را با فریاد بیان کرده و هر بار که اشک می‌ریزد، دردهایش را به محبوبش می‌گوید. شاعر از آزار و رنجی که از محبوبش می‌کشد، شکایت می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در پی راحتی، به درون سیلاب نابودی فرو می‌رود. در نهایت، با اشاره به گره‌خوردگی کارش به خاطر زلف محبوب، نشان می‌دهد که عشقش چه تأثیر عمیقی بر زندگی‌اش گذاشته و چگونه همچنان در بند اوست.