نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا

بحمدالله نیم بیکار کاری کرده‌ام پیدا

درین گلشن چو گلبن از جفای گردش گردون

بسی خون خورده‌ام تا گلعذاری کرده‌ام پیدا

به خون دیده و دل کرده‌ام صید سگ کویش

سگ صیدم درین صحرا شکاری کرده‌ام پیدا

به گرداب سرشک افتاده‌ام در دور گیسویش

چه باک از فتنه دوران حصاری کرده‌ام پیدا

به من بسپرده پنهان گلرخان نقد غم خود را

میان گلرخان خوش اعتباری کرده‌ام پیدا

خیالت همدم و همراز من بس روز تنهایی

ز تو مستغنیم غیر از تو یاری کرده‌ام پیدا

فضولی درد دل با سایه می‌گویم نیم بی‌کس

بحمدالله که چون خود خاکساری کرده‌ام پیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساسات خود را نسبت به یک معشوق بیان می‌کند. او از سختی‌ها و رنج‌هایی که به خاطر عشق کشیده، صحبت می‌کند و از اینکه در گلشن زندگی، به لطف معشوق، برای خود جایی پیدا کرده است، می‌گوید. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از درد و غم‌هایی که به خاطر دوری از او تحمل کرده، سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در تنهایی، یاد معشوق او را همراهی می‌کند و از این مسئله احساس رضایت دارد، زیرا در این عشق صادق و خاکسار باقی مانده است.