نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها

ترا بر سینه پیکان‌هاست هرسو نیست کوکب‌ها

دل بی‌خود درون سینه دارد فکر زلفینت

بسان مرده‌ای کش مونس قبرند عقرب‌ها

خطست آن یا برآمد دود دل از بس که محبوبان

زدند آتش به دل‌ها در زنخدان‌ها و غبغب‌ها

جفا را از معلم یاد می‌گیرند محبوبان

ز مکتب‌هاست فریادم که ویران باد مکتب‌ها

ز خاک رهگذر هر ذره‌ای را شهسواری دان

که بر دل داغ‌ها دارد ز نقش نعل مرکب‌ها

فکندی عکس در می گشت رشکم زآنکه می‌ترسم

نهی لب بر لب ساغر رسانی بر لبت لب‌ها

چه شد یارب که در شب‌های تنهایی نمی‌یابد

فضولی کام دل هرچند می‌خواهد به یارب‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از احساسات عمیق و دردناک عشق سخن می‌گوید. شاعر در شب‌های تار، هجران و آرزوهای بی‌پایان خود را با تصاویری زیبا و غم‌انگیز توصیف می‌کند. او از دلی پر از عشق و فراق حرف می‌زند که در جستجوی معشوق است، اما با موانع و ناراحتی‌هایی روبرو می‌شود. با اشاره به دشواری‌های عشق و تأثیرات منفی آن، شاعر غم و شوق خود را به شکلی شاعرانه و غنی از احساسات بیان می‌کند. او همچنین به جفاهایی که محبوب به عاشق می‌کند اشاره می‌کند و در نهایت به ناتوانی در یافتن آرامش در شب‌های تنهایی خود می‌پردازد.