شمارهٔ ۳۳ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
غم را ملازم همه دم بوده ایم ما
غم را ز من نبوده جدایی مرا ز غم
هر جا که بوده ایم بهم بوده ایم ما
پیش از وجود با غم لعل تو عمرها
همراز تنگنای عدم بوده ایم ما
تا بر کمان ابروی تو بسته ایم دل
دایم نشان تیر ستم بوده ایم ما
هرگز نگشته است کم از ما بلای تو
یک لحظه بی بلای تو کم بوده ایم ما
هر جا نهاده ایم قدم در ره نیاز
افتاده تر ز خاک قدم بوده ایم ما
یکدم نبوده ایم فضولی بکام دل
پیوسته مبتلای الم بوده ایم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و غم عمیق شاعر در زندگی میپردازد. شاعر میگوید که او و غم از هم جدا نیستند و در هر لحظه از زندگی، غم همواره همراه او بوده است. او اشاره میکند که حتی قبل از تولدش نیز با غم همراز بوده و در عشقش به محبوب، هیچگاه از تیر ستم دور نمانده است. بلای محبوب همواره بر سر او بوده و هر قدمی که برداشته، با از خود گذشتگی و افتادگی همراه بوده است. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که هیچگاه نتوانسته به دغدغههای دل خود توجه کند و همیشه گرفتار دردها بوده است.