شمارهٔ ۳۳۲ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
جور بر عاشق سودا زده خویش مکن
بیش ازین نیست مرا تاب جفاکاری تو
ای جفاکار جفاکاری ازین بیش مکن
نیستم من به همان حال که بودم زین پیش
تو همان جور که می کردی ازین پیش مکن
پادشاهی ز تو خوش نیست ستم بر درویش
رحم پیش آر ستم بر من درویش مکن
حذر از آه دل ریش کن از بهر خدا
خویش را مایل آزار دل ریش مکن
زندگی بهر چه باید چو مرا می گویند
می مخور ذوق مبین کام مزن عیش مکن
در یکی جو ز یکی خواه فضولی مقصد
نقد دین صرف ره هر بت بدکیش مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوقش میخواهد که رفتارهای ستمگرانه و آزاردهنده را کنار بگذارد و به او رحم کند. او تأکید میکند که دیگر تاب جفای او را ندارد و تغییر وضعیت خود را نسبت به گذشته اعلام میکند. همچنین به او هشدار میدهد که از آزار دل او پرهیز کند و در پایان به این نکته اشاره میکند که زندگی باید معنادار باشد و نباید به بدعتهای فاسد و ناپسند توجه کرد. شاعر در مجموع از معشوق میخواهد که به جای ظلم و ستم، محبت و مهربانی را انتخاب کند.