نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۳ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان

چو گردانیده سرگشته ام سرگشته تر گردان

من از جان ناامیدم تیر خود بر من مکن ضایع

اگر داری دوایی صرف بیمار دگر گردان

در آور جلوه تا خون دل ما ریزد از مژگان

نهال ناامیدیهای ما را بارور گردان

بده تار شعاع دیده را پیوند با زلفت

زمانی رشته آن زلف را مد نظر گردان

کمال حسن می خواهی مگردان روی از عاشق

مه رخسار خود را مطرح نور بصر گردان

سواد چشم تر بگداخت از برق غم هجرت

بیا و خال مشگین را سواد چشم تر گردان

ز دوران مخالف چند درد سر کشد ساقی

فضولی را به یک جام لبالب بی خبر گردان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دلدادگی است و احساسات عمیق عاشق را نشان می‌دهد. شاعر در آن از محبوب می‌خواهد که با زیبایی خود او را تسکین دهد و ناامیدی‌ها و دردهایش را کاهش دهد. او به محبوب می‌گوید که اگر دوایی برای درد او دارد، باید آن را به کار ببرد و با جلوه‌ای از خود، بر دل او رحم کند. همچنین به محبوب توصیه می‌کند که روی خود را از عاشق نگرداند و با ناز و کرشمه‌اش، دل او را شاد کند. در کل، شعر بیانگر درخواست و تمنای عاشق برای جلب توجه و مهربانی محبوبش است.