شمارهٔ ۳۳۸ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
بر داغ عشق درد جدایی فزون مکن
اسباب عزم راست مکن سرو من بخود
قد مرا ز بار مصیبت نگون مکن
در هجر آفتاب رخ خویش چون شفق
روی مرا ز خون جگر لاله گون مکن
ای اشک گرم رو پی آن شهسوار گیر
چون می روی جدایی از آن رهنمون مکن
بی او فضولی از هوس زندگیت هست
زنهار فکر او ز دل خود برون مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر عواطف شدید خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از معشوق میخواهد که دلش را بیشتر از این با جدایی نرنجاند و با یادآوری عشق، دردهای جدایی را بیشتر نکند. او احساس میکند که بار غم و مصیبت او را به زمین میزند و نمیخواهد که زیباییاش تحت تأثیر این دردها قرار بگیرد. شاعر همچنین به یاد معشوق اشک میریزد و از او میخواهد که در غیابش، یاد او را از دلش بیرون نکند، زیرا زندگی بدون او برایش معنا ندارد.