شمارهٔ ۳۵۸ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بر فراز مسند عزت مکان تو
برتر ز هر چه برتر از آن نیست شان تو
برهان قاطع آمده قول تو سر بسر
عالم شده مسخر تیغ زبان تو
بر خاص و عام خوان کرامت کشیده
مپسند خلق هر دو جهان میهمان تو
هر صبح و شام هست بتقریر مقربان
حی علی الصلاة صلایی بخوان تو
حرفی بس است بهر دوایی هزار درد
گاه تکلم از لب گوهر فشان تو
انس و ملک بسجده سزد گر نهند سر
جایی که پا نهاده سگ آستان تو
باد از روان و روح فضولی درودها
هر لحظه بر روان تو و پی روان تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عظمت و مقام والای یک شخصیت والا اشاره میکند. او به جایگاه این فرد که بالاتر از همهی ساحتها و موجودات است، میبالد و از قدرت بیان و زبان او یاد میکند. این شخصیت به همه انسانها، چه خاص و چه عام، کرامت و مهمانی میدهد و نماز و دعا را در هر زمان از سوی عارفان و مقربان میطلبد. شاعر اشاره میکند که هر سخن او میتواند درمانی برای دردهای متعدد باشد و نهایتاً به احترام و ستایش هر موجودی، حتی فرشتگان، میپردازد که در آستان این شخصیت باید سر به سجده بگذارند. در پایان، شاعر از برکت روحی که از وجود این فرد روان است، سخن میگوید.