شمارهٔ ۳۶ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
از آن رو دوست میدارم خط رخسار خوبان را
که بهر الفت ایشان سبب دانستهام آن را
جفاها میکشیدم بندهٔ آن خط مشکینم
که بر من کرد ظاهر صدهزاران لطف پنهان را
کنون دل میتواند کرد سِیْرِ باغ رخسارش
که پوشید آن خط مشکین سر چاه زنخدان را
از آن خط معنبر هر سر مویی زبانی شد
صلای خوان وصلش داد دلهای پریشان را
نمیسوزد دلم را با جفا تا گرد خط پیدا
شب آمد کرد زایل گرمی خورشید رخشان را
ز خط مصحف رخسار او ای دل مشو غافل
گر این آیت مسلمان ساخته آن نامسلمان را
فضولی نیست غیر خط رخسار پریرویان
طلسمی کآشنا با هر پری میسازد انسان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت خط رخسار معشوق اشاره میکند و عشق خود را به آن بیان میکند. او، با وجود جفاهایی که متحمل شده، این خط را نشانهای از محبت و لطفهای پنهان میداند. دلش اکنون میتواند در زیبایی رخسار معشوق سیر کند و از آن خط، هر موی سر به زبانی در میآید که دلهای پریشان را صدا میزند. شاعر بیان میکند که جفاهای معشوق نمیتوانند دل او را بسوزانند و هر شب با زوال خورشید، زیبایی معشوق بیشتر نمایان میشود. او به زیبایی خط رخسار معشوق توجه دارد و معتقد است که این زیبایی میتواند دلی را غافل نکند و تأثیری عمیق بر انسان دارد. در نهایت، او به آثار خط رخسار اشاره میکند که همگان را به خود مجذوب میکند.