شمارهٔ ۳۶۹ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
که باشد از پی اثبات دعویت دو گواه
شکاف ماه ز انگشت تست یا در سیر
میان دایره مه فکند رخش تو راه
کلام راست نزول از فلک تراست عروج
عیار قد همین بس بمردم آگاه
نمی دمد ثمری بی گل شهادت تو
نهال اشهد ان لا اله الا الله
کمال قدر همین بس که وقت عرض کمال
ز کسر ماه تمامت فزود رتبه جاه
تویی کفیل چه باک از عذاب امت را
تو شفیع چه اندیشه خلق را ز گناه
شها فضولی بی دل گدای درگه تست
ز عین لطف تو دارد همیشه چشم نگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف معجزه شقالقمر (شکاف ماه) و نقش پیامبر اسلام در اثبات نبوتش میپردازد. شاعر به عظمت شخصیت پیامبر اشاره کرده و میگوید که این معجزه نشاندهنده حقانیت دعوت اوست. او همچنین به تاثیر شهادت به یکتایی خداوند اشاره میکند و بیان میدارد که نیکوکاران به شفاعت پیامبر در روز قیامت امیدوارند. در نهایت، شاعر از محبت و لطف پیامبر نسبت به پیروانش سخن میگوید و میخواهد که همیشه در نظر خداوند مورد لطف باشد.