نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۲ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شانه ای گل بخم طره طرار منه

بستر راحت دلهاست درو خار منه

پایمالم مکن ای قامت خم مژگان را

خار زیر قدمم از پی آزار منه

سر آن زلف مکش بی ادب ای مشاطه

دست بی باک چنین در دهن مار منه

سیر صحرای بلا شیوه سر بازانست

پای تقلید درین وادی خون خوار منه

مرسان از بدی کار کدورت بر دل

داغ صد دغدغه بر سینه افگار منه

ای قضا بر خط رخسار بتان گاه رقم

نقطه جز مردمک چشم من زار منه

می رسد کار بتدریج فضولی بکمال

بهر تقوی قدح از دست بیک بار منه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از احساسات عاشقانه و درد و عذاب ناشی از عشق است. شاعر به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به او آسیبی نرساند. احساساتش به شدت تحت تأثیر محبت و زخم‌های عشق است و از دردهای درونیش سخن می‌گوید. او همچنین به فرایند عاطفی و روحی خود و تأثیر آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که در عشق و عشق‌ورزی، تردیدها و دشواری‌ها جزئی از مسیر است.