نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۳ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی

ز غیرت باز بر من شهر را ماتم سرا کردی

مرا گفتی مکن افغان که فردا خواهمت کشتن

شب قتلست منعم از فغان کردن چرا کردی

چه بود از خاک آن در دور کردی کشتگانت را

شهیدان را چرا بیرون ز خاک کربلا کردی

زدی در رنگ ماتم گاه بر سر گاه بر سینه

رساندی ظلم تا حدی که بر خود هم جفا کردی

شدی عاشوریان را شمع محفل چون نمیرم من

چه باشد بهتر از مردن تو چون میل عزا کردی

بگریه آب دادی سبزه خاک شهیدان را

اسیران بلا را کشته تیغ وفا کردی

فضولی در ره او کشته تیغ جفا گشتی

عفاک الله شهید کربلا را اقتدا کردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد ماتم و اندوه ناشی از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلا است. شاعر به توصیف حسرت و غم عمیق خود می‌پردازد و از ظلم و ستمی که بر اهل بیت و شهیدان رفته، سخن می‌گوید. او به طور خاص به احساس عشق و ارادت به شهدای کربلا اشاره می‌کند و بر این باور است که شهادت آن‌ها به عنوان روشنایی و نوری در محفل عاشقی و وفاداری باقی مانده است. شعر به نوعی بیانگر اندوه شدید از دست دادن این شخصیت‌های بزرگ و تأثیر عمیق آن بر جامعه و تاریخ است. شاعر با افسوس از ظلمی که به این عزیزان رفته، به تبیین جایگاه آنان در میان مردم و فرهنگ عاشورا می‌پردازد.