نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۵ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی

قدم از بار غم و غصه نگون می سازی

بیش ازین جلوه مده در نظرم دونان را

چند غمهای من از رشک فزون می سازی

وقت شد طوق غم از گردن من برداری

تا کیم بسته این دام جنون می سازی

وقت شد آب زنی آتش حرمان مرا

تا کیم سوخته سوز درون می سازی

وقت شد غنچه اقبال مرا بگشایی

چند از خون جگر غرقه خون می سازی

وقت شد رتبه اقبال مرا قدر دهی

چند پامال درین رتبه دون می سازی

الم واقعه قید فضولی صعب است

آفرین بر تو درین واقعه چون می سازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به چرخ فلک و سرنوشت اشاره می‌کند که او را در غم و اندوه غرق کرده است. او از چرخ زمان می‌خواهد که دیگر او را تضعیف نکند و از او می‌خواهد که دیگر بر روی غصه‌ها و رنج‌هایش تکیه نکند. شاعر احساس می‌کند که وقت آن رسیده که غم‌ها و مشکلات از او دور شوند و فرصتی برای شادابی و خوشبختی به او داده شود. او می‌خواهد از زخم‌ها و رنج‌هایی که تجربه کرده رهایی یابد و به جایگاهی بهتر برسد. در نهایت، شاعر از خداوند تشکر می‌کند که توانسته او را خلق کند و به زندگی‌اش معنا ببخشد.