شمارهٔ ۴۸ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عشق مضمون خط لوح جبین است مرا
سرنوشت از قلم صنع همین است مرا
روی بر راه سگ کوی تو سودن صد ره
بهتر از سلطنت روی زمین است مرا
ترک کوی تو نمی گیرم اگر می میرم
روضه کوی تو فردوس برین است مرا
در ره عشق تو گر بی دل و دینم چه عجب
چشم مست تو بلای دل و دین است مرا
بگمانی که شود وصل میسر یا نه
زار مردن بغم هجر یقین است مرا
می دهم جان بامیدی که مگر دور شود
غم هجر تو که درجان حزین است مرا
داغ دل گشت فضولی سبب سلطنتم
که ازو ملک جنون زیر نگین است مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به بیان عمیقترین احساسات عشق و دلتنگی پرداختهاند. شاعر از عشق به معشوق سخن میگوید که برایش مهمتر از هر چیز دیگری است، حتی سلطنت و زندگی. او به شدت به کوی معشوق وابسته است و نمیتواند از آنجا دور شود. هرچند که در ره عشق ممکن است به بیدلی و بیدینی دچار شود، اما جمال و چشمهای معشوق برایش غیر قابل مقاومت است. شاعر به عمیقترین درد و غم هجران اشاره کرده و حتی جان خود را با امید به وصال معشوق فدای عشق میکند. در کل، این اشعار به شدت احساساتی و پر از عشق و دلتنگی هستند.