شمارهٔ ۶۳ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
باز خواهد شد عنان صبر صد مسکین ز دست
دید چون لطف جمالت باز بر هم زد زرشک
نقش بند دهر در گلزار هر آیین که بست
گر خورد خونابه دل بر یاد لعلت دور نیست
باده پندارد اگر آبی دهی رنگین به مست
پرده افکندی ز عارض ماه را تابی نماند
چین گشادی زلف را بازار مشک چین شکست
تیشه فرهاد بهر کوه کندن بس بود
شعله کو آتش او در غم شیرین بجست
نیست عالم را ثباتی پیش اهل اعتبار
هست بر آب روان نقش حبابی این که هست
من نه تنها باختم در راه آن بت نقد دین
زان بت بی دین فضولی هیچ اهل دین نرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از درد و رنجی که به واسطه عشق به او متحمل میشود، صحبت میکند. او میگوید که عشق و زیبایی معشوق مثل تیشهای است که دلعاشق را میشکند و در عین حال نشان میدهد که جهان و دنیای مادی پایداری ندارد. شاعر تأکید میکند که او نیز به خاطر عشق به معشوق، از راه خود منحرف شده و تنها نیست که باختی بزرگ را تجربه کرده است. در کل، شعر بیانگر تضاد میان زیبایی و ناپایداری دنیا، و همچنین درد و شوق ناشی از عشق است.