شمارهٔ ۶۴ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
هر کرا نمناک تر دیده دلش روشن ترست
روز نومیدی مراد از قطرهای اشک جو
رهبر گم گشتگان در ظلمت شب اخترست
گریه کن آب چشمی ریز گر صاحب دلی
کآدمی بی اشکی و آهی درخت بی برست
دل که مملو از هوای دوست باشد چون حباب
جلوه اش بالای دریای سپهر اخضرست
چهره زردی نما در عشق کین رنگ لطیف
کارسازیهای بازار محبت را زرست
شمع گر پرورد آتش را سزای خویش یافت
نیست خالی از ندامت هر که دشمن پرورست
چون حباب از اشک جابر آب دارد متصل
تا فضولی را هوای سرو قدت در سرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عمق احساسات انسانی و تأثیر اشک و محبت بر دل اشاره دارد. شاعر میگوید اشک و گریه دل را صیقل میدهند و انسانهای دارای دلهای نازک و پرمحبت، بیشتر تحت تأثیر احساساتشان قرار میگیرند. او اشاره میکند که در زمان ناامیدی، اشک میتواند راهنمایی باشد برای گمشدگان. همچنین تأکید میکند که انسان بدون اشک و آه، مانند درختی بیثمر است. دل مملو از عشق به دوست، نمایانگر زیبایی و روشنایی است. در پایان، شاعر به عواقب نگهداشتن دشمنان و پرورش حسادت اشاره میکند و میگوید اشک و محبت پیوسته با هم در ارتباط هستند.