شمارهٔ ۷۴ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در هجر یار حال دل زار مشکل است
زین حال واقف ار نشود یار مشکل است
آسان بوصل یار رسیدن توان ولی
در وصل یار دیدن اغیار مشکل است
طعن است بر من از همه سو کار دشمنان
گر دوست چاره نکند کار مشکل است
بسیار شد غم از کمی التفات یار
کم نیست این معامله بسیار مشکل است
از گرد راهت ار نرسد دم بدم مدد
تسکین آب دیده خونبار مشکل است
زاهد نمی شود نکند منع ما ز می
معتاد را تغییر اطوار مشکل است
رفتن فضولی از سر آن کوی سهل نیست
دوری عندلیب ز گلزار مشکل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق شاعر در مورد فراق یار و مشکلات ناشی از آن پرداخته است. شاعر ابراز میکند که در نبود یار، دلش به شدت آزار میبیند و اگر یار از حال او باخبر نشود، این وضعیت دشوارتر میشود. شاعر میگوید رسیدن به یار آسان است، اما دیدن دیگران در حضور او سخت است. همچنین، از کارشکنیهای دشمنان که او را آزار میدهند و نیز عدم توجه یار که منجر به غمهای فراوان میشود، سخن میگوید. وی به این نکته اشاره میکند که اگر کمکی در راه یار نرسد، درد و رنجش افزایش پیدا میکند. در نهایت، شاعر به سختی ترک فضای عاشقانه و دوری از مکان محبوب میپردازد و میگوید که دوری از یار و معشوق به مانند دوری از گلزار برای یک بلبل بسیار سخت است.