شمارهٔ ۸۴ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
جسته هر جانب شرار آتش رخسار تست
گر ترا حسن رخ از گلها فزاید دور نیست
در حقیقت گل تویی گلهای دیگر خار تست
غیرت رنگ رخت گل را گریبان کرد چاک
غنچه خونین دل ز رشک درج گوهربار تست
عشوه و رعنایی گل نیست در دل کارگر
گل چه می داند چه باید کرد اینها کار تست
آمد و بگذشت گل ما را نشد پروای آن
ما کجا و غیر تو ما را غرض دیدار تست
نیست در سرو و صنوبر رسم و راه دلبری
این روش مخصوص بر شمشاد خوش رفتار تست
نیست گفتارت فضولی بی مذاق عاشقی
زین سبب هرکس که دیدم عاشق گفتار تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی زیبایی و جذابیت گل و معشوقه میپردازد و در آن به تمثیل گل به عنوان نماد عشق و زیبایی اشاره میشود. شاعر میگوید که معشوقش از هر گل زیباتر است و اگر چه گلها زیبایی دارند، اما عشق و احساسات واقعی تنها در وجود معشوق میدرخشد. غنچههای گلها به عشق و شوقی عمیق اشاره میکنند و شاعر تأکید میکند که این عشق نمیتواند تنها به زیبایی ظاهری محدود شود. او همچنین به رفتار و گفتار عشاق اشاره میکند و میگوید که این احساسات عمیق و واقعی هستند. در نهایت، شاعر اهمیت دیدار و ارتباط با معشوق را فراموش ناپذیر میداند.