نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست

عاشقان را کام دل جستن ز خوبان خوب نیست

چون ندیدم صد جفا از یار می خواهم وفا

چیزی از محبوب می خواهم که در محبوب نیست

مرد باید تا نیازارد ز خود معشوق را

بهر یوسف در زلیخا رأفت یعقوب نیست

شد دلم صد پاره ناوردم شکایت بر زبان

محنت و صبری که در من هست در ایوب نیست

نیست جز لیلی بقای عشق مجنون را سبب

ضایع است آنکس که بر گل چهره منسوب نیست

زاهد گچ رو ندارد رغبت عشق بتان

راستی را این روش از هیچ کس مرغوب نیست

نیستم یک دم فضولی بی تماشای بتان

شاهد مقصد ز من در هیچ جا محجوب نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این verses به بیان احساسات عاشقانه و دغدغه‌های خود می‌پردازد. او از ناکامی و ناکامی در عشق گله‌مند است و اعتقاد دارد که عاشقان باید به دنبال عشق واقعی باشند. او از دوگانگی عشق و وفا سخن می‌گوید و بیان می‌کند که محبت واقعی در وجود محبوب پنهان است. همچنین به درد و رنجی که در دل دارد اشاره کرده و می‌گوید که در تحمل این درد، نمی‌تواند شکایت کند. شاعر به نکته‌ای مهم اشاره دارد که عشق واقعی تنها با وجود لیلی و مجنون امکان‌پذیر است و کسی که قدرت عشق را درک نکند، عشقش بی‌فایده است. او به زاهدان نیز انتقاد می‌کند که از عشق به معشوق دوری می‌کنند و خود را محروم می‌سازند. در پایان، او بار دیگر جاذبه معشوق را تأکید کرده و می‌گوید که نمی‌تواند از تماشای زیبایی معشوق غافل باشد.