شمارهٔ ۱۱۰ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ
زخم دل ما جمله دهانست و زبان هیچ
ای حسن گر از راست نرنجی سخنی هست
ناز این همه یعنی چه؟ کمر هیچ و دهان هیچ
در راه تو هر موج غباری ست روانی
دلتنگ نگردم ز برافشاندن جان هیچ
بر گریه بیفزود زدل هر چه فرو ریخت
در عشق بود تفرقه سود و زیان هیچ
تن پروری خلق فزون شد ز ریاضت
جز گرمی افطار ندارد رمضان هیچ
دنیاطلبان عربده مفت ست بجوشید
آزادی ما هیچ و گرفتاریتان هیچ
پیمانه رنگی ست درین بزم به گردش
هستی همه طوفان بهارست خزان هیچ
عالم همه مرآت وجودست عدم چیست؟
تا کار کند چشم محیط ست و کران هیچ
در پرده رسوایی منصور نوایی ست
رازت نشنودیم ازین خلوتیان هیچ
غالب ز گرفتاری اوهام برون آی
بالله جهان هیچ و بد و نیک جهان هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با بیان احساسات عاشقانه و ناامیدی گفتوگو میکند. شاعر از زخمهای دلش میگوید که هیچکدام قابل بیان نیستند و به زیبایی محبوبش میپردازد. او تأکید میکند که در مسیر عشق، هر چیزی جز ناامیدی و بیمعنایی وجود ندارد. شاعر اشاره میکند که دنیا و آرزوها هیچ ارزشی ندارند و تنها دغدغه انسانها بیهوده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که تمام تجربیات و جهان مادی در واقع بیمعنا هستند و فقط درک عمیق و روحانی از وجود و عشق میتواند ارزشمند باشد.