شمارهٔ ۱۱۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح
در گنبد سپهر مگر در کنیم طرح
در فصل دی که گشته جهان زمهریر ازو
بنشین که آب گردش ساغر کنیم طرح
تا چند نشوی تو و ما حسب حال خویش
افسانه های غیر مکرر کنیم طرح
ما را زبون مگیر گر از پا درآمدیم
از ما عجب مدار گر از سر کنیم طرح
هویی به چرخ دادن گردون برآوریم
عیشی به داغ کردن اختر کنیم طرح
خود را به شاهدی بپرستیم زین سپس
در راه عشق جاده دیگر کنیم طرح
از داغ شوق پرده نشینی نشان دهیم
در زخم رشک روزنه در کنیم طرح
از تار و پود ناله نقابی دهیم ساز
وز دود سینه زلف معنبر کنیم طرح
برگ حلل ز شعله و آذر به هم نهیم
پیرایه از شراره و اخگر کنیم طرح
از زخم و داغ لاله و گل در نظر کشیم
از کوه و دشت حجله و منظر کنیم طرح
از سوز و ساز محرم و مطرب کنیم جمع
از خار و خاره بالش و بستر کنیم طرح
آیین برهمن به نهایت رسانده ایم
غالب بیا که شیوه آزر کنیم طرح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و ارتباط انسان با آن پرداخته و به تصویرسازی از احساسات عمیق و رنجهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از تلاش برای ایجاد طرحی جدید در زندگی و عشق سخن میگوید و دعوت میکند که از دردها و تجربیات گذشته عبرت بگیریم. او به زیباییهای عشق و دلدادگی اشاره میکند و به دنبال لحظاتی از شادی و سرور در میان اندوههاست. همچنین، بیانگر این است که در این مسیر، انسان باید خود را برای فداکاری و پرستش عشق آماده کند و زیباییها را از میان زخمها و رنجها استخراج کند. شاعر از ترکیب خلاقانهای از مفاهیم مختلف استفاده میکند تا نشان دهد عشق حتی در بدترین شرایط نیز میتواند زیبایی و هنر خلق کند.