نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد

تا کیست درین پرده که بی باد بجنبد؟

بر هم زدن کار من آسان تر از آنست

کز باد سحر طره شمشاد بجنبد

خواهم ز تو آزردگی غیر و چو بینم

عرق حسد خاطر ناشاد بجنبد

مردم به دم و داغم از آن صید که در دام

لختی پی مشغولی صیاد بجنبد

هان شیخ پریخوان می گلگون به قدح ریز

تا در نظرت بال پریزاد بجنبد

برقی به فشار آرم و ابری به تراوش

زان دشنه که اندر کف جلاد بجنبد

از رشک به خون غلتم و از ذوق برقصم

زان تیشه که در پنجه فرهاد بجنبد

ای آن که در اصلاح تو هرگز ندهد سود

چون طبع کجت را رگ بیداد بجنبد

هر پویه که گرد دل آگاه بگردد

هر چاره که در خاطر استاد بجنبد

وصل تو به نیروی دعانیست ازین بعد

خون باد زبانی که به اوراد بجنبد

غالب قلمت پرده گشای دم عیسی ست

چون بر روش طرز خداداد بجنبد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و وضعیت درونی شاعر اشاره دارد. او از نشاط و آزادی دل صحبت می‌کند و می‌پرسد که چه کسی در این پرده‌ای که بدون باد حرکت می‌کند، حضور دارد. شاعر اشاره می‌کند که بر هم زدن کارش ساده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌شود و تحت تاثیر حسادت و آزارهایی که از دیگران می‌بیند، خاطرش آزرده می‌شود. او از دستگیری و داغ‌هایی که احساس می‌کند، صحبت کرده و به تصویر زیبایی از معشوق و رویدادهای طبیعی اشاره دارد. در نهایت، به اصلاح و نارسایی‌های درون خود اشاره می‌کند و تاکید دارد که قدرت وصال با دعا و نیایش به دست نمی‌آید. این شعر به زیبایی و سختی‌های زندگی انسانی پرداخته و تصویرگر احساسات عمیق شاعر است.