شمارهٔ ۱۳۱ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کلبه ما از جگر سوخته بو برد
با ما گله سنجید و شماتت به عدو برد
خواهم که برد ناله غبارم ز دل دوست
چون گریه تن زار مرا زان سر کو برد
همره رودش کوثر و حوران که دم مرگ
ذوق می ناب و هوس روی نکو برد
بستند ره جرعه آبی به سکندر
دریوزه گر میکده صهبا به کدو برد
دی رند به هنگامه خجل کرد عسس را
می خورد و هم از میکده آبی به سبو برد
بر ما غم تیمار دل زار سرآمد
دیوانه ما را صنم سلسله مو برد
ما را نبود هستی و او را نبود صبر
دستی که ز ما شست به خون که فرو برد؟
دلدار تو هم چون تو فریبنده نگاری ست
در حلقه وفا یکدلم آورد و دورو برد
یک گریه پس از ضبط دو صد گریه رضا ده
تا تلخی آن زهر توانم ز گلو برد
نازد به نکویان ز گرفتاری غالب
گویی به گرو برد دلی را که ازو برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی احساسات عمیق و تلخی در زندگی شاعر است. شاعر از نالهها و غمهای دلش سخن میگوید و حسرتهایش را بیان میکند. او به عشق و زیباییهای فریبنده اشاره دارد که در عین حال او را آزار میدهند. شاعر به نوشیدن می و لذتهای مادی اشاره میکند که برای فراموشی غمها به آنها پناه برده است. در نهایت، او به ناامیدی و احساس فقدان در عشق اشاره میکند و به این حقیقت میرسد که عشق گاهی دوگانگی و درد را به همراه دارد. شعر به نوعی تلاش شاعر برای رهایی از دردها و غمهای درونی را منعکس میکند.