نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باید ز می هر آینه پرهیز گفته‌اند

آری دروغ مصلحت‌آمیز گفته‌اند

فصلی هم از حکایت شیرین شمرده‌ایم

آن قصه شکر که به پرویز گفته‌اند

خون ریختن به کوی تو کردار چشم ماست

مردم ترا برای چه خونریز گفته‌اند؟

گویم ز سوز سینه و گوید که این همه

تا خود نگشته آتش دل تیز گفته‌اند

نشکفت دل ز باد تو گویی دروغ بود

از نوبهار آنچه به پاییز گفته‌اند

انداخت خار در ره و انداز خوانده‌اند

انگیخت گرد فتنه و انگیز گفته‌اند

گفتا سخن ز بی‌سر و پایان نه زیرکی‌ست

با قیس ره نوردی شبدیز گفته‌اند

نازی به صد مضایقه عجزی به صد خوشی

گر از تو گفته‌اند ز ما نیز گفته‌اند

غالب ترا به دیر مسلمان شمرده‌اند

آری دروغ مصلحت‌آمیز گفته‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی موضوع دروغ و حقیقت در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که در بعضی موارد، دروغ می‌تواند به دلایل مصلحت‌آمیز بیان شود، و برخی سخنان گفته شده واقعیت ندارند. او با مثالی از داستان شیرین پرویز، نشان می‌دهد که چگونه ممکن است داستان‌ها و روایت‌ها به شکل غیر واقعی نقل شوند. همچنین او به احساسات عاشقانه و رنج‌های ناشی از آن اشاره می‌کند و می‌گوید که مردم گاهی به خاطر عشق و غم دلی، به کارهایی مانند خونریزی متهم می‌شوند. در نهایت، این شعر به این نتیجه می‌رسد که بسیاری از قضاوت‌ها و مقایسه‌ها نادرست و براساس دروغ‌های مصلحت‌آمیز بوده‌اند.