شمارهٔ ۱۸۰ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چاک از جیبم به دامان میرود
تا چه بر چاک از گریبان میرود
جوهر طبعم درخشانست لیک
روزم اندر ابر پنهان میرود
گر بود مشکل مرنج ای دل که کار
چون رود از دست آسان میرود
جز سخن کفری و ایمانی کجاست؟
خود سخن در کفر و ایمان میرود
هر شمیمی را مشامی درخور است
بوی پیراهن به کنعان میرود
آید و از ذوق نشناسم که کیست
تا رود پنداشتی جان میرود
میبرد اما نه یک جا میبرد
میرود اما پریشان میرود
هرکه بیند در رهش گوید همی
قبلهٔ آتشپرستان میرود
اول ماه است و از شرم تو ماه
آخر شب از شبستان میرود
بگذر از دشمن دلش سخت است سخت
آبروی تیر و پیکان میرود
کیست تا گوید بدان ایواننشین
آنچه بر غالب ز دربان میرود؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی تغییر و تلاطم در زندگی و احساسات است. شاعر با استفاده از تصاویری چون چاک و دامان و ابر، به ناپایداری روزها و احساسات اشاره میکند. او از دلایلی که باعث میشود درد و مشکلات به مرور زمان به آسانی فراموش شوند، سخن میگوید. همچنین، در اشاره به کفر و ایمان و دوگانگی آنها، نشان میدهد که هر انسانی باید با دشواریها و تناقضات وجود خود روبرو شود. به طور کلی، این شعر به بررسی روابط انسانی، احساسات و همچنین حالتهای ناپایدار زندگی میپردازد.