نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس

محو تندخویانم حیرت رم از من پرس

موجی از شرابستم لختی از کبابستم

شور من هم از من جوی سوز من هم از من پرس

نیست با غنودن‌ها برگ پر گشودن‌ها

از عدم برون آمد سعی آدم از من پرس

نفس چون زبون گردد دیو را به فرمان گیر

محرم سلیمانم نقش خاتم از من پرس

ای که در دل آزاری بیش را کم انگاری

در شمار غمخواری بیشی کم از من پرس

بوسه از لبانم ده عمر خضر از من خواه

جام می به پیشم نه عشرت جم از من پرس

تیغ غمزه با اغیار آنچه کرد می دانی

خنجر تغافل را تیزی دم از من پرس

خلد را نهادم من لطف کوثر از من جوی

کعبه را سوادم من شور زمزم از من پرس

ورد من بود غالب یا علی بوطالب

نیست بخل با طالب اسم اعظم از من پرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر می‌پردازد. شاعر از لذت‌های تلخ و شیرین زندگی سخن می‌گوید و به موضوعاتی چون عشق، غم، و معرفت اشاره می‌کند. او خود را منبعی از شراب و شوری می‌داند و از قدرت انسان در تغییر و تاثیر بر وجودش صحبت می‌کند. همچنین، شاعر به ویژگی‌های معنوی و عرفانی خود اشاره کرده و بر اهمیت پرسش درباره ذات و درونش تاکید می‌کند. در نهایت، او به جایگاه والای انسانی و ارتباطش با خدا و صفات عالی انسانیت اشاره می‌کند.