نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون عکس پل به سیل به ذوق بلا برقص

جا را نگاه دار و هم از خود جدا برقص

نبود وفای عهد دمی خوش غنیمت ست

از شاهدان به نازش عهد وفا برقص

ذوقی ست جستجو چه زنی دم ز قطع راه

رفتار گم کن و به صدای درا برقص

سرسبز بوده و به چمن ها چمیده ایم

ای شعله در گداز خس و خار ما برقص

هم بر نوای جغد طریق سماع گیر

هم در هوای جنبش بال هما برقص

در عشق انبساط به پایان نمی رسد

چون گردباد خاک شو و در هوا برقص

فرسوده رسمهای عزیزان فرو گذار

در سور نوحه خوان و به بزم عزا برقص

چون خشم صالحان و ولای منافقان

در نفس خود مباش ولی بر ملا برقص

از سوختن الم ز شگفتن طرب مجوی

بیهوده در کنار سموم و صبا برقص

غالب بدین نشاط که وابسته که ای

در خویشتن ببال و به بند بلا برقص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شادی و رقص در مقابل سختی‌ها و معضلات زندگی است. شاعر به ما می‌گوید که در شرایط دشوار باید به زندگی ادامه دهیم و از لحظات خوب بهره ببریم. او به ذکر وفای عهد و زیبایی عشق می‌پردازد و از ما می‌خواهد که از غم و اندوه دور شویم و از زیبایی‌های زندگی لذت ببریم. رقص به عنوان نمادی از آزادی و زندگی با شور و اشتیاق معرفی می‌شود، و این‌که باید به خوشی‌ها توجه کنیم و در دل مشکلات، روحیه خود را حفظ کنیم. در نهایت، دعا می‌کند که در همه حال، چه در شادی و چه در سختی، به رقص و شادمانی ادامه دهیم.