شمارهٔ ۲۲۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط
کان خود از طرز بیان تو غلط بود غلط
آن که گفت از من دلخسته به پیش تو رقیب
که غلط بود به جان تو غلط بود غلط
غنچه را نیک نظر کردم ادایی دارد
وین که ماند به دهان تو غلط بود غلط
دل نهادن به پیام تو خطا بود خطا
کام جستن ز لبان تو غلط بود غلط
این مسلم که لب هیچ مگویی داری
خاطر هیچمدان تو غلط بود غلط
هر جفای تو به پاداش وفایی ست هنوز
دعوی ما به گمان تو غلط بود غلط
آخر ای بوقلمون جلوه کجایی کاینجا
هر چه دادند نشان تو غلط بود غلط
شوق می تافت سر رشته وهمی ور نه
هستی ما و میان تو غلط بود غلط
آن تو باشی که نظیر تو عدم بود عدم
سایه در سرو روان تو غلط بود غلط
میپسندی که بدین زمزمه میرد غالب
تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی اشتباهات و خطاهایی میپردازد که در روابط و ارتباطات عاشقانه تجربه کرده است. او به تأکید میگوید که تکیه بر وعدهها و اظهارات معشوق، غلط بوده و اعتماد به پیامها و نشانههای او به خطا انجام شده است. شاعر به شکلی انتقادی به رفتارها و وعدههای معشوق نگاه میکند و تصریح میکند که عشق و امید به او در ابتدا ممکن بود خیالی باشد. در نهایت، او به تلخی و ناامیدی از این روابط اشاره میکند و بیان میدارد که هر چیزی که از معشوق انتظار داشت، در واقع نادرست و غلط بوده است.