نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۶ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خود را همی به نقش طرازی علم کنم

تا با تو خوش نشینم و نظاره هم کنم

خواهی فراغ خویش بیفزای بر ستم

تا در عوض همان قدر از شکوه کم کنم

قاتل بهانه جوی و دعا بی اثر بیا

کز گریه آبگیری تیغ ستم کنم

طفل ست و تندخوی ببینم چه می کند؟

رامم ولی به عربده دانسته رم کنم

گردون وبال گردن من ساخت مدتی ست

کو دست تا به گردن دلدار خم کنم؟

یارب به شهوت و غضبم اختیار بخش

چندان که دفع لذت و جذب الم کنم

تا دخل من به عشق فزون تر بود ز خرج

خواهم که از تو بیش کشم ناز و کم کنم

غلتد دمم به مشک ز فیض هوای زلف

قانون فن غالیه سایی رقم کنم

خشکست کشت شیوه تحریر رفتگان

سیرابش از نم رگ ابر قلم کنم

غالب به اختیار سیاحت ز من مخواه

کو فتنه ای که سیر بلاد عجم کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقش‌آفرینی و زیبایی‌های علم اشاره می‌کند و تمایل دارد که در کنار محبوبش باشد و از زیبایی‌های او لذت ببرد. او در تلاش است تا با کاهش رنج و سختی‌هایش، به آرامش بیشتری دست یابد. شاعر از قدرت دعا و تأثیر آن بر دردهایش سخن می‌گوید و نگاهی مظلومانه به ظلم‌هایی که بر او رفته، دارد. او همچنین به تراکم احساسات و تمایل به عشق و لذت اشاره کرده و می‌خواهد که تجربیات عاشقانه‌اش بیشتر از هزینه‌هایی باشد که می‌پردازد. شعر در نهایت به جستجوی تجارب و سیر و سفر به زیبایی‌های دنیا اشاره دارد.